به نام خدا. به نظرم عالیه. خیلی قشنگ نوشته. الحق که زندگی امروز ما رو توصیف کرده، کاری ندارم که فضای داستان تو آمریکا میگذره، امروز تو زندگی ما هم همین اتفاق ها داره می افته با شدت کم و زیادش.

بیوتن رو میگم؛ کتاب رضا امیر خانی

"روایت انسان آخر الزمانی" *

اگر نخوندید این مطلب رو هم نخونید. نمی خوام با یه پیش زمینه این کتاب رو بخونید ولی اگه خوندید این مطلب رو هم بخونید و نظرتون رو بگید، هم راجع به این مطلب هم راجع به این کتاب و...

ارمیای ما کجاست و کیه؟ سهراب ما کیه؟ حتماً شده با خودتون فکر کنید، اگر شهدا در این موقعیت ما بودند چه می کردند؟ سهراب برای ارمیا همچین حکمی دارد. یک ندای درونی که راه را میتونه نشون بده. سهراب در واقع اون فکریه که ارمیا به خودش می گه اگر اینجا بود چه می کرد و خیلی وقتها که اون سهراب رو می خواد، همون موقعهاییه که ما می خواییم ببینیم اگه شهدا اینجا بودن چه می کردند و نمی تونیم بفهمیم و این نفهمیدن ما همون جاییه که ارمیا می خواد سهراب بیاد پیشش و نمیاد و این همون جاهاییه که دنیای بیرون برای ما راه حلی ارائه نکرده و ما هم نتونستیم راه حل درست را پیدا کنیم. همون موقعهاییه که گیج شدیم و قاطی کردیم.



* این تعبیر را در "روزنامه جام جم" خواندم و به دلم نشست!


(شاید روزی بنده ی خدا)